گل یاس شیرازی
امروز در اتوبوس دختر زیبایی را دیدم با موهای طلایی به او غبطه خوردم خیلی شادمان به نظر میرسید اما .. هنگام پیاده شدن در راهرو اتوبوس میلنگید او فقط یک پا داشت اوه ... خدایا من را به خاطر گله هایم ببخش من دو پا دارم... دنیا از آن من است ******** توقف کردم خواستم آب نبات بخرم جوانی که آب نبات میفروخت خیلی سرش شلوغ بود با او صحبت کردم ..و هنگامی که او را ترک کردم گفت : مرسی شما خیلی مهربان هستید اما من نابینا هستم ! اوه خدایا... من را به خاطر گله هایم ببخش من دو چشم دارم.. دنیا از آن من است ****** مدتها بعد وقتی در طول پیاده رو راه میرفتم کودک زیبایی دیدم تنها ایستاده بود و بازی میکرد و دیگران را تماشا میکرد گفتم: عزیزم تو چرا با دیگران بازی نمیکنی؟! بدون آنکه عکس العملی نشان دهد رو به رو را نگاه میکرد فهمیدم او ناشنوا هست اوه .. خدایا من را به خاطر گله هایم ببخش من دو گوش شنوا دارم ... دنیا از آن من است ***************** با پاهایی که مرا به هرکجا میبرد با چشمانی که میتواند طلوع خورشید را ببیند با گوشهایم که چیزهایی را که باید بدانم .. میشنود اوه خدایا ... من را به خاطر گله هایم ببخش من سلامت هستم .. دنیا از آن من است ************ تلخی گفتار بر من زندگی را تلخ کرد لب ز حرف تلخ شستم غوطه در شکر زدم ( صائب تبریزی )
| Design By : Night Skin |


