تبليغاتX
گل یاس شیرازی




















گل یاس شیرازی

 

گفتگوی گل خودرو با گلی که توسط باغبان کاشته و نگهداری میشود

حکایت جالبی است از برخورد دو نوع زندگی

که پروین اعتصامی در شعر زیبایی آن را به تصویر کشیده

من خلاصه ای از آن را اینجا میگذارم :

 

 

به طرف گلشنی در نو بهاری

گلی خود رو دمید از جو کناری

بدو گل گفت کای شوخ سبکبار 

 ( در این مصرع منظور گلی که توسط باغبان نگهداری میشود )

به جوی و جر گل خود روست بسیار

تو در هر جا که بنشینی گیاهی

به هر راهی که رویی خار راهی

بدین بی رنگ و پستی وزشتی

چرا اندر ردیف ما نشستی ؟!

بگفتا(گل خودرو) :نام هر کس درشماریست

مرا نیز اندرین ملک اعتباریست

تورا گرباغبانی بود چالاک

مرا هم باغبانی کرد افلاک

شما را گرچه رونق بیشتر بود

سوی ما نیز گردون را نظر بود

دمیدم تا بدانیدم که هستم

فتادم تا نگویی خود پرستم

مپنداری که کار دهر بازیست

مرا این اوفتادن سر فرازیست

سزد گر سرو و گل برما بخندد

که ما افتاده ایم ایشان بلندند

به یاد من کسی تخمی نیفشاند

کشاورز سپهرم با تو بنشاند

زمن زین بیش کس خوبی نخواهد

گل خود رو زقدر ( گل ) نکاهد

گلی زیبا شدم در باغ ایام

چه می دانم چه خواهم شد سر انجام ؟

 

( دیوان اشعار پروین قسمت مثنویات و تمثیلات )

 

نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت 7:36 قبل از ظهر توسط زهره حسنی| |

 

                                 

خدایا :

 

چه یافت آن که تو را گم کرد

 

و چه گم کرد آن که تو را یافت

 

                           

 

نوشته شده در شنبه 19 بهمن1387ساعت 6:13 قبل از ظهر توسط زهره حسنی| |

نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 10:1 بعد از ظهر توسط زهره حسنی|

 

 

 

 

من که از باز ترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی از جنس زمان نشنیدم

هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد

هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت

 

 

نوشته شده در جمعه 4 بهمن1387ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط زهره حسنی| |


Design By : Night Skin