گل یاس شیرازی
شب چله (یلدا) رضا مرادی غیاث آبادی دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا میدارند كه در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام میبرند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذرماه و بامداد یكم دیماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود؛ اما میدانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد. آيا مي دانيد حكايت درخت كريسمس و ستاره بالاي آن چيست ؟ در ادامه مطلب بخوانید از حضرت صادق ( علیه السلام ) پرسیدند آیا مسلمانان را عیدی هست غیر از جمعه و قربان و فطر ؟ فرمودند : بلی عیدی هست که از همه حرمتش بیشتر است گفتند کدام عید ؟ فرمودند : آن روزی است که نصب کرد حضرت رسول (ص ) علی علیه السلام را به خلافت خود گفتند چکار در آن روز باید کرد ؟ فرمودند : باید روزه بدارید و عبادت کنید و محمد و آل محمد را صلوات بسیار بفرستید ******************************************************** حضرت رضا علیه السلام فرمودند : سعی کنید در این روز نزد قبر مطهر امیر مومنان علی علیه السلام حاظر شوید بدرستی که خدا در این روز می آمرزد از هر مومنی گناهانش را و در این روز ازاد می کند از آتش جهنم دو برابر آنچه آزاد کرده در شب قدر و فطر ثواب صدقه در این روز هزار برابر میشود روزه ..... غسل .... زیارت امیرمومنین علی علیه السلام همراه با دو رکعت نماز که شرح کامل آن در مفاتیح الجنان آمده است ********************************************** در این روز مستحب است پوشیدن لباس نو و زینت کردن و استعمال بوی خوش و شاد کردن مردم و عفو از تقصیراتشان و برآوردن حاجاتشان و صله ارحام و اطعام و افطار روزه داران این روز و تبسم بر ایشان گرفته شده از کتاب ( مفاتیح الجنان ) سوالی که تو پست قبلی پرسیدم تو کتابهای مختلف بهش جواب داده شده است اما واقعا جهان بعد از مرگ خیلی شگفت انگیز است به نظر خودم تا کسی خودش نبینه نمیتونه بگه چطوری هست ؟! ****************************************** این سوالیه که همیشه ذهن من رو به خودش مشغول کرده وقتی کسی میمیرد خدا با او چه میکند ؟ من همیشه از بچگی تا حالا هروقت میبینم و میشنوم که کسی میمیرد از خودم می پرسم یعنی بعد از مرگ چه بلایی سرش می آید ؟! جهان بعد از مرگ خیلی برایم شگفت انگیز است گاهی از جهان بعد از مرگ میترسم ! ( شب اول قبر از همه ترسناک تر است ) برگی روی فراموشی دستم افتاد برگ اقاقیا ! بوی ترانه ای گمشده میدهد بوی لالایی که روی چهره مادرم نوسان میکند از پنجره غروب را به دیوار کودکی ام تماشا میکنم پنجره لبریز برگها شد درخت اقاقیا در روشنی فانوس ایستاده است برگهایش خوابیده اند........ شبیه لالایی شده اند زمزمه مادرم به آهنگ جنبش برگهاست گهواره ای نوسان میکند میان دو لحظه پوچ در آمد و رفتم انگار دری به سردی خاک باز کردم : گورستان به زندگی ام تابید بازی های کودکی ام روی این سنگهای سیاه پلاسیدند سنگها را میشنوم : ابدیت غم کنار قبر انتظار چه بیهوده است چهره ای در آب نقره گون به مرگ می خندد : در مه تصویر ها ... قبرها نفس میکشند سنگها نوسان میکند . گلهای اقاقیا در لالایی مادرم می شکفد : ابدیت در شاخه هاست کنار مشتی خاک در دوردست خودم تنها نشسته ام برگها روی احساسم می لغزند عید همان روزیست که در آن گناه نکنیم ( علی علیه السلام ) خداوندا یاریمان کن تا بتوانیم نفس شیطانی خود را به قربانگاه بیاوریم قربانی کنیم در راه تو هر آنچه باز می دارد ما را از راه تو عشق با قربانی .... با خون... نیرو می گیرد..... زلال می شود گرم و نورانی می شود....... رشد می کند و اکنون عید قربان است قطع کن این بند بی ( تویی ) را ای عشق ! تا بی پناه نگردم ... پناهم نخواهی داد تا نیفتم ... دستم را نخواهی گرفت اسماعیل ( من ) آرام و صبور جان بسپار ! و اکنون عید قربان است ! آی راست می گویم ! این کلمات چه می فهمند ؟! ( دکتر علی شریعتی ) ( کتاب دفتر های سبز ) خاطره ها همچو باران مرغان رنگارنگ برسرم ریختند ! تماشای آب......... رود........ درختها.........به خصوص غروبها و شبها خیال را بیدار میکند و همه خاطره های خفته را برپا می دارد چه دامنی می کشد خیال ! چه گسترشی می گیرد روح ! صمیمانه از همدردی و همدلی همه دوستان متشکرم : مخصوصا آقای حسینی ( یه شنونده ) و همچنین دوست خوبم زهره بهتاج و دیگر دوستان عزیز : زینب ..... ستاره ........ پردیس ........ عرفانه ........ آی کیو ......... میلاد تائبی........ سینا هنربخش ....... نیلوفر قاسمی ..... ریحانه ..... محمد جواد عبدی .... حسین .... مریم مقنی پور ... شیوا .... رعنا شمس ... فاطمه جعفری زاد.... توسکا.... امید (هنر هفتم ) مرجان.... ستاره -ن.... نارسیس....... مادرم لحضه لحضه های زندگیم با خاطراتت رقم خورده است چگونه فراموش کنم این همه روزهای باتو بودن ؟ چگونه فراموش کنم دردها و رنجهایت را که سالها تحمل کردی ؟ در آتش نبودنت در زندگیم میسوزم خدایا به من کمک کن تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم صمیمانه از همه شما دوستان التماس دعا دارم برای شادی روح مادرم و همه به خاک رفتگان صلواتی بفرست در مورد انتقادم به رادیو جوان گاهی احساس میکنم مسائل مربوط به برنامه سازی رادیو هیچ ربطی به کسی که شنونده معمولی برنامه های رادیویی هست نداره میخواستم پست پایینی رو حذف کنم اما بازم پیش خودم گفتم شاید .... در هر حال هرکسی باید اندازه گلیمش پاش رو دراز کنه ! آخه من که از هیچی خبر ندارم ! منظورم درمورد برنامه سازی در رادیو هست اصلا نمیدونم قضاوت من درمورد رادیو جوان درست بوده یا نه ؟!
شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی
![]()
ادامه مطلب

مرگ پایان کبوتر نیست
| Design By : Night Skin |


