تبليغاتX
گل یاس شیرازی




















گل یاس شیرازی

 

چیزایی رو که میخوام درباره رادیو جوان بنویسم فقط برداشت شخصی خودم هست به عنوان یکی از شنوندگان برنامه های رادیو جوان ... همین و بس :

مدتی هست که احساس میکنم برنامه های رادیو جوان دیگه شادابی و سرزندگی نداره و اون جسارتی رو که باید داشته باشه از دست داده

 ( انگار که بال و پر نویسندگان و سردبیران رادیو جوان بسته شده ! )

نمیدونم چرا هروقت به موسیقی ها و آهنگهای ( رادیو جوان ! ) گوش میدم به یاد قهوه خانه ها

و غذا خوریهای ( سنتی ! ) می افتم  ؟!

نمیدونم اگه خوانندگان محترمی چون ( افتخاری ... شجریان ...ناظریان .... و ..... ) نبودند رادیو جوان میخواست چکار کنه ؟؟!!

(  آخه مگه کسانی که طرفدار موسیقی غیر از سنتی هستند دل ندارند ؟؟ )

به نظر من ۹۰ درصد آهنگها و موسیقیهای رادیو جوان شده است ( موسیقی سنتی ) !

من احساس میکنم رادیوجوان برای دل گروه خاصی ( که همیشه اون رو سخت کنترل میکنند ) داره برنامه سازی میکنه !

رادیو جوان شده است مصداق این ضرب المثل :

آسته بیا... آسته برو .... که گربه شاخت نزنه !!

 

ای کاش باز هم شنیده بشویم ! 

نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 8:57 بعد از ظهر توسط زهره حسنی| |

 

زندانی کسی است که دنیایش او را از آخرت منع کند !

نوشته شده در یکشنبه 26 آبان1387ساعت 6:17 قبل از ظهر توسط زهره حسنی|

تقدیم به یوسف زهرا :

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی

چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد ؟      

بزه کردی و نکردند موذنان ثوابی

نفحات صبح دانی زچه روی دوست دارم ؟

که به روی یار ماند که بر افکند نقابی

نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 6:12 قبل از ظهر توسط زهره حسنی| |

 

 

میلاد امام رضای عزیز مبارک

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387ساعت 8:58 بعد از ظهر توسط زهره حسنی|

                       

 

این کوچولو از بس نازه  آدم یاد فرشته ها می افته

همه بچه ها فرشته اند

ای کاش منم بچه بودم !

 

نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 5:45 قبل از ظهر توسط زهره حسنی|

 

عشق تنها کار بی چرای عالم است
چه آفرینش بدان پایان می گیرد .
معشوق من چنان لطیف است
که خود را به (( بودن )) نیالوده است
که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد
نه معشوق من بود.

 

( دکتر علی شریعتی )

نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت 6:1 قبل از ظهر توسط زهره حسنی| |

 

 

 

                                                                                                

                                            ولادت حضرت معصومه مبارک           

 

                               

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1387ساعت 4:46 قبل از ظهر توسط زهره حسنی|

 

مردی هر روز در بازار گدايی می‌کرد و مردم هم حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که يکی از طلا بود و يکی از نقره. اما مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.
اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می‌دادند و مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.
تا اينکه مرد مهربانی از راه رسيد و از اينکه مرد گدا را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اينطوری هم پول بيشتری گيرت می‌آيد و هم ديگر دستت نمی‌اندازند.
مرد پاسخ داد: حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من از آنها احمق‌ترم. شما نمی‌دانيد تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آورده‌ام.

نتیجه اخلاقی: اگر کاری که می‌کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند !!

 

البته این نتیجه ای است که نویسنده داستان به آن رسیده !

من که خودم نمیدونم چی بگم والا !!

 

نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت 8:40 بعد از ظهر توسط زهره حسنی| |

 

یاران حضرت قائم ( علیه السلام ) طوری یکدیگر را ملاقات می کنند که گویی از یک پدر و مادر به دنیا آمده اند و صبح از خانه بیرون آمده پراکنده شده اند ...

شبانگاه همه به خانه آمده و با یکدیگر گرد آمده اند

(روزگار رهایی  ـ ص ۴۸۴ )

 

شهادت امام صادق موسس فقه جعفری تسلیت

نوشته شده در جمعه 3 آبان1387ساعت 7:58 قبل از ظهر توسط زهره حسنی|


Design By : Night Skin